سیزن دوم - اپیزود دوم : عباس میرزا | شاهزادهای که برای نجات ایران تنها ماند
Failed to add items
Add to basket failed.
Add to wishlist failed.
Remove from wishlist failed.
Adding to library failed
Follow podcast failed
Unfollow podcast failed
-
Narrated by:
-
By:
عباس میرزا — تا زمانی که ضعفت رو نپذیری، هرگز به فکر درمانش نمیافتی
توهمِ دانایی، اولین قدمِ سقوط همیشگیه.
ارتش ایران در برابر نظم آتش روسها یکی پس از دیگری جبهه باخت. تهران شکست را به قضا و قدر نسبت داد. عباس میرزا اما در چادر فرماندهیاش نشست و واقعیت را پذیرفت: «ما عقب افتادهایم.» به فرستادهی ناپلئون گفت: «چه چیزی شما را از ما برتر کرده؟» سپس کارخانهی توپریزی و باروتسازی ساخت، چاپخانه راهاندازی کرد و با سرمایهی شخصیاش دانشجو به اروپا فرستاد. تبریز را به پایتختِ بیداری تبدیل کرد، در حالی که تهران در خواب حرمسراها بود. اما دربار از پشت خنجرش زد — بودجه را قطع کرد، شایعهی کودتا ساخت. در ۴۶ سالگی، شکسته و بیباروت، در مشهد جان داد.
در این اپیزود کافئین، دو درس از مردی که جوانیاش را پای بیداری یک خاک گذاشت:
شجاعت پذیرش عقبماندگی — اگر ایدهات در بازار شکست خورده، در آینه نگاه کن و بپذیر که رقیبت باهوشتره. توجیه کردن، اولین قدم سقوطه.
تغییر یعنی دست بردن در ریشهها — خیلی از مدیران فقط ظاهر سازمانشان را مدرن میکنند؛ چارت شیک میکشند اما تفکر حاکم همان قدیمیه. و یادت باشه: نوآوری بدون شناختِ بازیگران سیاسی سیستمت، زیر آوار حسادت دفن میشه.
الان توی سازمان یا زندگیت، داری ضعفت رو انکار میکنی یا مثل عباس میرزا، در آینه نگاه کردی؟