اپیزود بیست و ششم : ابومسلم خراسانی ؛ معمار انقلاب عباسی
Failed to add items
Add to basket failed.
Add to wishlist failed.
Remove from wishlist failed.
Adding to library failed
Follow podcast failed
Unfollow podcast failed
-
Narrated by:
-
By:
ابومسلم خراسانی — درختی که با خونِ دل تو رشد کرده، اگر در باغچهی دیگری کاشتی، با چوبش به دارت میکشند
وقتی رویای دیگران رو میسازی، فکر میکنی قدرت داری. اما تاجبخش، همیشه اولین قربانیه.
ابومسلم با نبوغ نظامی و شبکهسازی روانی، امپراتوری ۹۰ سالهی بنیامیه را در هم کوبید و خلافت را به عباسیان تقدیم کرد. فرمانروای بلامنازع خراسان بود؛ صدها هزار سرباز برایش جان میدادند. منصور خلیفه از پنجرهی قصرش نگاه میکرد و میدانست تخت و تاجش با یک اشارهی ابومسلم از دست میرود. پس با نامههایی پر از محبت دعوتش کرد. ابومسلم ارتشش را بیرون گذاشت و تنها رفت. در خیمه، منصور دستانش را به هم کوبید. پنج قاتل از پشت پرده بیرون پریدند. ابومسلم فریاد زد: «مرا برای روزهای سخت نگه دار!» منصور با پوزخند گفت: «کدام دشمن؟ مگر من دشمنی خطرناکتر از تو دارم؟»
در اپیزود بیستوششم کافئین، سه درس خونین از تاجبخش ناکام تاریخ:
رویای خودت رو بساز، نه دیگران رو — تو به عنوان نیروی قدرتمند، تا زمانی ارزشمندی که بحران وجود داشته باشه. وقتی بحران تمام شد، دیگه ناجی نیستی؛ یادآور دوران ضعف اونی هستی که بهش خدمت کردی.
از سیستمهایی که از درخششت میترسن فرار کن — اگر مدیرت از موفقیت نیروهاش وحشت داره، قبل از اینکه خنجر بخوره، ارتش خودت رو بردار و برو.
اهرمهایت رو هرگز زمین نذار — خدمات گذشته سپر نیست. اعتبارت دقیقاً به اندازهی قدرت فعلیات است. ابومسلم زمانی کشته شد که ارتشش را بیرون قصر جا گذاشت.
الان توی مسیر شغلی یا زندگیت، داری رویای خودت رو میسازی یا داری امپراتوری دیگران رو بنا میکنی؟
جواب رو توی اپیزود بیستوششم پیدا میکنی.